السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

506

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

حاصل اين كه در پيش روى ما اجناس عاليه‌اى هستند كه فوق آنها جنسى نيست ، كه ما آن ها را مقولات مىناميم . شرح حاصل سخن اين كه اجزاى ماهيت خواه جنس باشد يا فصل ، امور متناهى هستند و ترتب صعودى از جنس اخص مانند حيوان به سوى جنس اعم مانند نامى و جسم و جوهر ، ما را به جنسى رهنمون مىسازد كه ديگر فوق آن جنسى نيست ما به آن جنس اعلى مقوله مىگوييم ، به معناى چيزى كه حمل ذاتى بر انواع مىشود و چيزى بر او حمل نمىشود مانند « الانسان جوهر » . بديهى است اجزاى ماهيت محدود است و اجناس در سير صعودى حتماً به جنس اعلى كه ديگر فوق آن جنسى نيست ، مىرسند و محال است كه يك ماهيت از اجزاى بىشمار تشكيل شود ؛ زيرا در اين صورت ، امكان تعقل آن ماهيت وجود نخواهد داشت . مضافاً به اين‌كه اجناس به اعتبار به شرط لا ، مواد خارجى در مركبات و مواد عقلى « 1 » در بسايط به شمار مىروند و ماده كه از علل قوام جسم هست ، محال است كه غير متناهى باشد ؛ چون جسم ، امر متناهى است و علل قوام آن هم متناهى است . از بيانات گذشته نتيجه حاصل مىشود كه در انواع مختلف ، اجناس عاليه‌اى وجود دارد كه فوق آنها جنسى نيست ؛ ما آنها را مقولات مىناميم ؛ مانند جوهر ، كم ، كيف ، وضع و غير اينها . تبيين پنج نكته متن و من هنا يظهر : اوّلًا أنّ المقولات . . . إذ لا ماهيّة لهما ، والمقولات ماهيّات جنسيّة . ترجمه از مطالب فوق نكات ذيل آشكار مىگردد :

--> ( 1 ) . شرح اين‌كه اجناس در بسايط ، وقتى به شرط لا لحاظ شوند مواد عقلى هستند گذشت